Sunday, June 8, 2014

تاریخ از عهد و پیمان شکنان با نفرت یاد خواهد آخر و عاقبت مذاکره و توافق با شعوبیان خونخوار آریا پرست یعنی با پای خود رفتن به سوی مرگ، چرا که آنها جزء به کشتن، اعدام، آتش زدن و ویران کردن و به طور کلی از بین بردن ملت تورک به چیز دیگری فکر نمی کنند شعوبیان و کورش پرستان خونخوارترین قوم روی زمین هستند شعوبیان عقده ای و حقیر با پشتوانه دولتهای غربی و استعماری در زمان حکومت ملی به عهد و پیمان خود وفادار نماندند و با به دست آوردن فرصت بهترین فرزندان ملت را شهید،زندانی و تبعیدکردند و آذربایجان را به ویرانه تبدیل کردند. سریه خانم، دختر شجاع شاهسون بعد از 5 روز مقاومت با وعده و وعید از سنگرش خارج کردند و به صورت نامردانه به شهادت رساندند او در حالی که تیر باران می‌شد گفت: "این برای شما پیروزی و ظفر نیست تاریخ از عهد و پیمان شکنان با نفرت یاد خواهد کرد، آدمکشان و جانیان از این معامله خیر نخواهند دید، فرزندان آذربایجان انتقام مرا خواهند گرفت، درخت آزادی از اینکه با خون شهیدان سیراب می‌شود بیشتر میوه خواهد داد" توافق نامه حکومت ملی آذربایجان و حکومت تهران روز 21 خرداد 1325 یک هیئت ده نفری سیاسی، نظامی به ریاست مظفر فیروز معاون سیاسی نخست وزیر وارد تبریز شد و ادامه مذاکرات تهران را در تبریز دنبال کردند، این مذاکرات به امضای یک موافقت نامه انجامید. متن توافق نامه بدین شرح می‌باشد: "در نتیجه مذاکرات بین دولت و نمایندگان آذربایجان با توجه به مواد هفت‌گانه ابلاغیه مورخ دوم اردیبهشت ماه 1325 دولت که مورد قبول نمایندگان مزبور گردیده و در نتیجه تبادل افکار توافق نظر حاصل شد که مواد زیر که به عنوان توضیح و مکمل آن تنظیم گردیده و به موقع اجرا گذارده شود: 1- نسبت به مفاد ماده اول ابلاغیه صادره دولت موافقت حاصل شد که جمله زیر به آن اضافه گردد: رئیس دارائی نیز بنابر پیشنهاد انجمن ایالتی و تصویب دولت تعیین خواهد شد. 2- چون در ماده 2 ابلاغیه دولت مقرر گردید که تعیین استاندار با جلب نظر انجمن ایالتی با دولت خواهد بود به منظور اجرای اصل مزبور موافقت حاصل شد که وزارت کشور استاندار را از میان چند نفر که انجمن ایالتی معرفی خواهد نمود برای تصویب به دولت پیشنهاد نماید. 3- نظر به تحولات اخیر در آذربایجان دولت سازمان فعلی را به عنوان مجلس ملی آذربایجان انتخاب و تشکیل شده است به منزله انجمن ایالتی آذربایجان خواهد شناخت و پس از تشکیل مجلس پانزدهم و تصویب قانون جدید ایالتی و ولایتی که از طرف دولت پیشنهاد خواهد شد. 4- برای تعیین تکلیف قوای و فرماندهان آن که در نتیجه تحول و نهضت تحول و نهضت آذربایجان نفرات آن از افراد نظام وظیفه احضار گردیده اند و با امضای این قرارداد جزء ارتش ایران محسوب می‌شوند، موافقت حاصل شد کمیسیونی از نمایندگان دولت جناب آقای قوام السلطنه و انجمن ایالتی آذربایجان در محل تشکیل و راه آن را هر چه زودتر جهت تصویب پیشنهاد نمایند. 5- نسبت به وضع مالی آذربایجان موافقت حاصل گردید که هفتاد و پنج درصد از عواید آذربایجان جهت مخارج عمومی کلیه کشور به مرکز فرستاده شود. تبصره 1. مخارج و عواید ادارات پست و تلگراف و گمرک و راه آهن و کشتیرانی دریاچه اورمیه مستثنی بوده و مخارج و عواید آن کاملا بر عهده و منجصر به دولت خواهد بود توضیح اینکه تگرافات انجمن های ایالتی و ولایتی و دوایردولتی آذربایجان مجانا مخابره خواهد شد. تبصره 2. ساختمان و تعمیر راه‌های شوسه اساسی بر عهده دولت و احداث و تعمیر راه‌های فرعی و محلی بر عهده انجمن ایالتی آذربایجان است. تبصره 3. دولت برای قدردانی از خدمات برجسته آذربایجان به مشروطیت ایران و به منظور حق شناسی از فداکاریهایی که مردم غیور آذربایجان در راه استقرار دمکراسی و آزادی نموده اند قبول نمود که بیست و پنج درصد از عواید گمرکی آذربایجان جهت تامین مصارف دانشگاه آذربایجان اختصاص داده شود. 6- دولت قبول می‌کند که امتداد راه آهن میانه تا تبریز را هر چه زودترشروع و در اسرع وقت انجام دهد. بدیهی است که جهت انجام این امر کارگران و متخصصین آذربایجانی حق تقدم خواهند داشت. 7- قوای داوطلبی که غیر از نظام وظیفه به نام فدائی در آذربایجان تشکیل شده به ژاندارمری تبدیل گردد و برای تعیین تکلیف قوای انتظامی مزبور و همچنین تعیین فرماندهان موافقت حاصل شد که کمیسیونی از نمایندگان دولت جناب آقای قوام السلطنه و انجمن ایالتی آذربایجان در محل تشکیل و هر چه زودتر راه حل آن را جهت تصویب پیشنهاد نمایند. تبصره 1. نظر به اینکه در سنوات اخیر در اثر بعضی اعمال نام امنیه و ژاندارمری در پیشگاه افکار عمومی ایران خصوصا آذربایجان ایجاد احساسات مخالف و نامناسبی نموده است و نظر به اینکه رئیس دولت شخصا فرماندهی این سازمان را اخیرا عهده دار گردیده و انتظار آغاز اصلاحات و تصفیه این اداره از عناصر ناصالح می‌رود. موافقت شده که احساسات عمومی و مخصوصا اهالی آذربایجان نسبت به ژاندارمری به استحضار رئیس دولت برسد تا برای تغییر اسم آن و انتخاب نام مناسب جهت سازمان مزبور تصمیمات را اتخاذ فرمایند. 8- نسبت به اراضی که در نتیجه نهضت دمکراتیک آذربایجان میان دهقانان آذربایجان تقسیم گردید آنچه مربوط به خالصجات دولتی است چون دولت با تقسیم خالصجات میان دهقانان و زارعین در تمام کشور اصولا موافق است اجرای آن را بلامانع دانسته و لایحه مربوط به آن را در اولین فرصت برای تصویب مجلس شورای ملی پیشنهاد خواهد نمود و آنچه از اراضی غیر در نتیجه تحولات اخیر آذربایجان بین رعایا تقسیم شده موافقت حاصل شد که جهت جبران خسارات مالکین و یا تعویض املاک کمیسیونی از نمایندگان دولت جناب آقای قوام السلطنه و نمایندگان انجمن ایالتی تشکیل و راه حل را جهت تصویب پیشنهاد نماید. 9- دولت موافقت می‌کند با افتتاح مجلس پانزدهم لایحه قانون انتخابات را که روی اصل آزادی و دمکراسی یعنی با تأمین رای عمومی، مخفی، مستقسم متناسب و متساوی شامل نسوان هم باشد تنظیم و قبول آن را قید فوریت خواستار شود. دولت همچنین قبول می‌نماید به منظور ازدیاد نمایندگان آذربایجان و سایر نقاط کشور به تناسب اهالی نقاط مختلف به مجرد افتتاح مجلس پانزدهم لایحه قانونی را پیشنهاد و به قید دو فوریت تقاضای آن را نماید تا، پس از تصویب به وسیله انتخابات کسری نمایندگان نقاط مزبور تعیین و به مجلس اعزام گردند. 10- ایالت آذربایجان عبارت از استانهای 3 و 4 خواهد بود. 11- دولت موافقت دارد که جهت تامین حسن جریان امور آذربایجان شورای اداری از استاندار و روسای ادارات و هیئت رئیسه انجمن ایالتی تشکیل و تحت نظارت انجمن ایالتی انجام وظیفه نماید. 12- به ماده 3 ابلاغیه مورخ دوم اردیبهشت 1325 که از لحاظ تعیین تکلیف مدارس متوسطه و عالیه دارای ابهام می‌باشد جمله زیر اضافه می‌گردد: در مدارس متوسطه و عالیه تدریس به زبان فارسی و ترکی طبق برنامه وزارت فرهنگ که با در نظر گرفتن زمان و مکان اصلاح و موافق موازین دمکراتیک و اصول مترقی جدید تنظیم گردیده تدریس خواهد شد. 13- دولت موافقت دارد که اکراد مقیم آذربایجان از مزایای این موافقت نامه برخوردار بوده و طبق ماه 3 ابلاغیه دولت تا کلاس پنجم ابتدائی به زبان خودشان تدریس نمایند. تبصره- اقلیتهای مقیم آذربایجان از قبیل آسوری و ارمنی نیر حق خواهند داشت تا کلاس پنجم به زبان خود تدریس نمایند. 14- چون دولت در نظر دارد قانون انتخابات جدید شهرداری‌ها را جهت تمام ایران روی اصول دمکراسی یعنی رای عمومی، مخفی، مستقیم و متساوی به مجلس پانزدهم پیشنهاد نماید به مجرد تصویب قانون مزبور، انتخابات انجمن شهرداری‌ها در آذربایجان و تمام نقاط ایران شروع خواهد شد و تا تصویب قانون مزبور و انتخابات جدید انجمن‌های شهرداری فعلی آذربایجان به وظایف خود ادامه خواهند داد. 15- این موافقت نامه در دو نسخه تنظیم و مبادله گردیده و پس از تصویب هئیت دولت و انجمن ایالتی آذربایجان به موقع اجرا گزارده می‌شود. مظفر فیروز- پیشه وری 23/3/1325"

Thursday, June 5, 2014

به حرکت در آمدن چرخ صنایع توسط حکومت ملی آذربایجان حکومت ملی آذربایجان بعد از به دست گرفتن امورات آذربایجان با جدیت تمام برای راه اندازی کارخانه های جدید، دست به تلاش مضاعفی زد همچنین کارخانه هائی که به دلیل عدم مدیریت صحیح ورشکسته یا تعطیل شده بودند آنها را دوباره سر و سامان داده و راه اندازی کرده و به صف صنایع جدید پیوستند. از جمله کارخانه ها ی تازه تاسیس می توان به کارخانه نساجی بزرگ "ظفر" اشاره کرد که بیش از 500 نفر در آن کارخانه کار می کردند و در این کارخانه تمام نیازهای کارگران را تامین می کرد حتی اسباب بازی بچه های کارگران را هم این کارخانه تامین می کرد. محمد رضا خلیلی عراقی که یکی از مجیزه نویسان ارتش بوده و بعد از اشغال آذربایجان چند سفر به آذربایجان داشته در کتاب"خاطرات سفر آذربایجان و کردستان" که در سال 1328 از طرف ارتش چاپ شده در خاطرات دومین سفر خویش که در آذر 1327 انجام شده درباره کارخانه ظفر می نویسد: "...دموکراتها 70 دستگاه ماشین جوراب بافی از شمس و خارج خریداری و چند دستگاه کشباف دیگر وارد می کنند در تابستان 1325 کارخانه شایان را که از یک شرکت نه نفری تشکیل شده بود خریداری می کنند و عمده این شرکت دو نفر بنام مشهدی عباسعلی جوادزاده و حاج میر ودود سیدی بوده است و بدین طریق اسم شایان تبدیل به ظفر می شود. محل فعلی کارخانه ظفر همان محل قدیمی کارخانه بافندگی شایان می باشد..." دکتر بهزاد بهزادی هم در مصاحبه خود با دانشجویان دانشگاه تهران درباره جدیت حکومت ملی آذربایجان برای ایجاد صنایع و اهتمام جهت راه اندازی کارخانه تعطیل شده و روشکسته چنین بیان می کند:" در پایان جنگ دوم جهانی بحران اقتصادی در کشور تشدید شد و واردات بی‌رویه کالاهای خارجی و بنجل‎های ارزان‌قیمت آمریکایی این بحران را وخیم‌تر کرد. در تبریز اغلب کارخانجات در آستانه ورشکستگی قرار گرفتند و کارخانه بوستان تعطیل گردید. فرقه دموکرات آذربایجان حمایت از صنایع و تولیدات داخلی به ویژه تشویق تولیدات کارگاهی را در سرلوحه برنامه خود قرار داده بود. حکومت ملی علی‌رغم فشارهای مالی و پولی که دولت مرکزی ایجاد کرده بود و بانک‌ ملی 150 میلیون ریال سپرده مردم را به تهران انتقال داده بود، و از برگشت بهای کالای صادره به سایر نقاط ایران به آذربایجان مشکلاتی تولید می‌کرد، معذلک حکومت ملی با تدابیر سنجیده این موانع را رفع کرد و از طریق کمک مالی به کارخانجات نه فقط تولید آن کارخانجات را افزایش داد، بلکه کارخانه بوستان را دوباره به تولید تشویق کرد. کارخانه ظفر را در عرض یک ماه با سرعت بی‌سابقه‌ای وارد، نصب و به کار انداخت".

Wednesday, June 4, 2014

تفنگیم اولچو اولدو اربابدان یئر آلاندا حکومت ملی بعد از استقرار، یکی از مهمترین اقداماتش، انجام اصلاحات ارضی بود و می خواست رابطه غیر انسانی بین ارباب و رعیت از بین برود و این رابطه به یک رابطه انسانی تبدیل شود و رعیت و ارباب هر دو به حقوق خود برسند و برای اینکار قانون اصلاحات ارضی در مجلس ملی آذربایجان تصویب شد ولی بسیاری از اربابان زیاده خواه و نوکران حکومت مرکزی با اصلاحات ارضی به مقابله برخواستند دراین زمان بود که فدائیان آذربایجان مجبور به استفاده ار اسلحه شدند و اربابان قلدر و زیاده خواه را سرجایشان نشاندند و زمین های گرفته شده از اربابان را بین روستائیان فقیر تقسیم کردند در بعضی جاها به دلیل نبود متر زمینها را با تفنگ فدائیان متر کردند که به این دلیل یک بایاتی هم در این مورد بر سرزبانها افتاد. حتی از اسم این بایاتی یک کتاب هم الهام گرفته شده است "سیلاحلا اولچولن تورپاق" نوشته شده توسط علیرضا میانالی که در کانادا چاپ شده است. فلک منی سایاندا بخت چیراغیم یاناندا تفنگیم اولچی اولدی اربابدان یئر آلاندا

Tuesday, June 3, 2014

شهر آستارا در زمان حکومت ملی یکی از مراکز مهم و استراتژیک حکومت ملی آذربایجان بود و فعالان ملی این شهر در سطح بالا در مبارزه ملی برای آزادی آذربایجان مشارکت داشتند از جمله افراد موثر که در کادر رهبری حکومت ملی حضور داشتند شهید فریدون ابراهیمی و میر ایوب شکیبا بودند که شهید ابراهیمی دادستان کل حکومت ملی و میر ایوب شکیبا رئیس فرهنگ شهر اورمیه بودند. شهید فریدون ابراهیمی، در 29 آبان ماه 1279 در شهر آستارا متولد شد، پدر فریدون میرزا غنی هم فردی سیاسی بوده و زندانی سیاسی در زمان رضاخان بوده است فریدون در تهران در رشته حقوق تحصیل کرد و همکار شهید پیشه وری در روزنامه آژیر بود که پس از تشکیل حکومت ملی به تبریز آمد و به سمت دادستان کل آذربایجان منسوب شد ایشان مجادلات قلمی زیبائی با پان فارسیستهای تهران داشت و در دفاع از حقوق آذربایجان کتابچه ای به نام «آذربایجان صحبت می‌کند» نوشت پس از اشغال آذربایجان ایشان تا آخرین فشنگ مقاومت کرد و بعد از دستگیری به تهران برده شد و در زمان بازدید جلاد آریائی از تبریز ایشان با هواپیما از تهران به تبریز آورده شد و در تاریخ 1 خرداد 1326 در جلو باغ گلستان شهید شد میر ایوب شکیبا، متولد 1282 آستارا مشارکت در نهضت جنگل، زندانی رضاخان، عضو کمیته مرکزی فرقه دمکرات که رئیس فرهنگ اورمیه بود که در آنجا شهید شد

Thursday, May 22, 2014

شهید فریدون ابراهیمی`نین خاطیره سینه... تولد 1298.... اعدام اول خرداد 1326 سنین ایزین، کؤلگه ن قالمیش آستارا`نین باهاریندا حبیب ساهر فريدون ابراهيمی ،آستارادا آنادان اولدو؛ تهران اونيوئرسيته سينده حقوق قورتاردي، ميللی حکومتين دادستانی اولان... بو يازيچی و غزئته چی فدايي، ميللی حکومتين قانلی خزانيندان سونرا، ۱۳۲۶ دا شاه حکومتی طرفيندن اعدام ائديلدی. اؤلومله قهرمانجا قارشيلاشماسی ابراهيمي`نی اونودولماز بير خالق دستانينا چئويردی. ایل دؤنومون توتان يوخدور، یوخدور سنی یادا سالان قبرین اوسته گؤی اوت بیتدی، ائی ناموراد یازیق جاوان! آسیلدیغین گوندن بری ماتملیدیر گؤی گولوستان دولاشارکن شمال یئلی، یوردون قیزیل بایراغیندا ائللر ایله اود یاندیردین بابکیلر اوجاغیندا. لاکین افسوس سون ایشیق تک سؤندون حیات چیراغیندا... نه ائللرین مکتبینده کیتابینی آچان اولدو نه یازدیغین قیزیل یازی رواج تاپیب، دستان اولدو. لاکین سانما بو عصیرده هر شئی بیتیب نيسیان اولدو. گونون یئددی رنگی اریر قیزیل اٶزه ن سولاریندا سنین ایزین، کؤلگه ن قالمیش آستارا`نین باهاریندا. فاشیزم هله حؤکوم سورور قیزیل اودلار ديیاریندا... مکتبلرده آنا دیلین اوخوتدوران اوستا یوخدور اوردو – اوردو اویماقلاردا اسیر چوخدور، آزاد یوخدور، گئچیب چیراق، سؤنوب اوجاق، خارابا چوخ، آباد یوخدور... گئتدیم بابا ديیارینا، گؤردوم بایقوش فیکره دالیب، قبرین اوسته آخشام چاغی، پاییز گونو، شفق سالیب سندن یولداش خاطیره لر درین سیزی جاندا قالیب عزراییله قیلینج چکیم، یئنه بیر گون اؤله جه يه م چیراق کیمی یا بیر آخشام یا بیر سحر سؤنه جه يه م بیلیره م کی یئر آلتیندا توز تورپاغا دؤنه جه يه م بونلا بئله امینه م کی، نور ظلمتی بوغاجاقدیر ان نهایت اوفوقلاردان، قیزیل گونه ش دوغاجاقدیر داش نه قده ر برک اولسا دا، ایستی سویوق اوغاجاقدیر خاطره سی عزیز.. یولو داواملی اولسون Seriye erdebilli facebook
• شهادت در راه آرمان به یاد شهید دکتر فریدون ابراهیمی دادستان کل حکومت ملی آذربایجان حسین علیزاده یک خرداد 1386، شصت سال از روزی می گذرد که جلاد آریائی گلی از بوستان آذربایجان را پرپر کرد که روشنی اندیشه اش هنوز هم که هنوز است چراغ راه فرزندانش است او فرزند خلف بابک و ستارخان، شهید دکتر فریدون ابراهیمی است. روز یک خرداد 1326 جلاد آریائی با نخوت و کینه ای کوروش وار و داریوش وار پا به تبریز گذاشت و برای اینکه زهر چشمی از ملت تورک بگیرد یکی از بهترین فرزندان آذربایجان را در باغ گلستان به دار آویخت. او در مقابل هیچ کس سر خم نکرد جزء در مقابل ملت خود چرا که اگر تسلیم عقاید آنها می شد شاید او را هم فقط تبعید می کردند یا با خود به تهران می بردند ولی او به ملت آذربایجان و آذربایجان ایمان آورده بود و راه شهادت را برگزیده بود. شهید ابراهیمی با اینکه سن کمی داشت ولی با تسلط کامل به سیاست استعماری در ایران مشت مرتجعین در تهران را باز می کرد و با قلمی شیوا از حقوق ملت آذربایجان دفاع می کرد. ایشان می دانست که ارتجاع و استبداد در تهران لانه کرده است و تمامی دسیسه های استعماری از تهران هدایت می شود و جواب یاوه گوئی های چند نویسنده لومپن صفت فارس که در روزنامه های تهران بر علیه زبان، ادبیات، تاریخ و فرهنگ آذربایجان می نوشتند در نوشته مسلسل وار با عنوان"آذربایجان صحبت می کند" در روزنامه آذربایجان می دهد و به شدت بر افکار پوسیده و ارتجاعی آنها حمله می کند و می نویسد"محتویات غرض آلود این ورق پاره ها و گستاخیهائی که بعضی از نویسندگان معلوم الحال مرکز نسبت به افکار عمومی آذربایجان روا می دارند در آذربایجان هر خواننده عادی را دچار بهت می نماید. در اینجا مردم به عقل گرد این عروسکها و آلتهای بی اراده استعماری می خندد و آنها را با تمسخر خونسردانه ای تلقی مینمایند... ما از تهران انتظاری هم جز این نداریم. اهانتهایی که از طرف روزنامه های مرکز به جامعه، ملت و افکار عمومی آذربایجان وارد می آید تازگی ندارد"* ایشان همچنین سیاستهای مرتجعانه تهران در مقابل آذربایجان را که هنوز هم ادامه دارد به زیر نقد می برد و با موشکافی دقیق سیاستهای کثیف تهران در مقابل آذربایجان را افشا می کند و به تهرانشین های مرتجع که آلت دست سیاستهای استعماری هستند هشدار می دهد و می نویسد" این سیاست تغییر ناپذیر تهران نسبت به آذربایجان در دوره های مختلف به طریق گوناگون تعقیب شده و بر حسب مقتضیات هر دوره به رنگهای مختلف جلوه گری نموده است. زمانی با کشتن و از بین بردن مجاهدین و فرزندان غیور آذربایجان قهرمانان انفلاب مشروطیت وموقعی با تحقیر آداب و رسوم و خفه کردن زبان ملت آذربایجان، دوره ای با پیش بردن و اجرای سیاست اختناق، قلدری و ترور افکار در پی اجرای این منظور بوده اند حالا هم بطریقی که حکومت مرکزی تهران عمل می کند و راهی که دلالان سیاستهای استعماری نشان می دهند و روزنامه های مرکز هم بعضی دانسته بطور عمد و برخی ندانسته و بلا اراده به این نقشه های شوم کمک می کنند، در صدد پیش بردن و اجرای این مقاصدند"* شهید ابراهیمی تعصب های کور و بی سوادی قلم بدستان فارس که با سوء استفاده از روزنامه و قلم بدترین توهینها را در حق ملت آذربایجان روا می داشتند برملا می کندو می نویسد" جای بسی تاسف است که از میان کسانیکه قلم بدست گرفته و هر چه به فکر نارسایشان رسده درباره وقایع اخیر آذربایجان نوشته اند، کسی را نمی بینم که دراین باره کمی زحمت مطالعه و تحقیق به خود بدهد و از روی عدم تعصب و با نظری صائب حقایق تارخی و تحولات احتراز ناپذیر طبیعی ملتهای زنده را مورد بحث قرار دهد"* شهید راه آزادی آذربایجان هدف خود از نوشتن" آذربایجان صحبت می کند" را اینگونه بیان می کند"مقصود من از نوشتن این یادداشتها این است که اولا یاوه سرایان تهران را سر جای خود بنشانم ثانیا از حقوق، تاریخ و مدنیت درخشان ملت آزادیخواه و پر افتخار خود دفاع کرده، نشان بدهم که کیست؟ سابقه تاریخش چیست؟ و نیاکانش چه کسانی بوده و در راه دفاع از حیثیت ملی خود چه فداکاریها نموده اند. می خواهم هویت حقیقی ملت آذربایجان را که امروز برای تحصیل مقام و موقعیت واقعی خود در جامعه آزاد و سعادتمند بشری مردانه قیام نموده است، بدنیای آزاد اعلام دارم"* اعلام رسای هویت واقعی آذربایجان به تهران بود که آنها را وحشت زده کرده بود چون دیو خشمگین از دست قلم تیز دکتر ابراهیمی عصبانی بودند و می خواستند این صدای آزادی را خاموش کنندو در 1 خرداد 1326 شمع زندگی پر بار او را خاموش کردند در حالی که کت شلوار سرمه ای پوشیده بود و گل رزی بر سینه زده بود این چنین بود که آذربایجان یکی از شجاع ترین فرزندان خود را در آغوش گرفت تا از روح و قلم او نسلهای آینده الهام گیرند تا درمقابل تهران آذربایجان را دفاع کنند. این مطلب در سال 1386 در سایت آزاد تریبون منتشر شده است. *. مقدمه آذربایجان صحبت می کند www.ocaq.net

Wednesday, May 21, 2014

پادوهای استعمارگران در آذربایجان: امیر نصرت اسکندری امیر نصرت اسکندری از بزرگ مالکان سراب بوده است که بعد از استقرار حکومت ملی آذربایجان ایشان دشمنی خویش را با حکومت ملی آذربایجان شروع می کند و بعد از اشغال هم جنایات زیادی در آذربایجان و خصوصا شهر سراب انجام می دهد. و از اقدامات و جنایات ارتش حمایت می کرد. امیر نصرت اسکندری در سال 1268 متولد شد ایشان فرزند اسکندرخان فتح‌السلطان است. موقعی که محمدعلی میرزا ولیعهد و در تبریز اقامت داشت، فتح‌السلطان کشیکچی‌باشی او بود. در دوره ششم قانون‌گذاری از طرف مردم تبریز به مجلس راه یافت و در دوره‌های نهم و دهم و یازدهم و دوازدهم نیز وکیل تبریز بود. در انتخابات دوره چهاردهم که ایران در اشغال متفقین بود، بار دیگر کاندیدا شد و این بار نیز به مجلس راه یافت و با اعتبارنامه سید جعفرپیشه‌وری وکیل دیگر تبریز مخالفت کرد و سرانجام در این راه موفق شد. در ادوار شانزدهم و هیجدهم و نوزدهم نیز وکیل شد و مجموعا یازده دوره وکیل مجلس شورای ملی و از متولیان و کارگردانان اساسی مجلس به شمار می‌رفت و در سال 1343 درگذشت. آقای کامیاروند درباره خانواده اسکندری و جنایات امیر نصرت بعد از اشغال آذربایجان توسط ارتش می نویسد: "فرزندان فتح السطان اسکندرخان کشیک چی‌باشی محمد علیشاه قاجار بودند. مشهورترین فرد این خانواده نصرالله خان اسکندری ملقب به امیر نصرت بود. وی از دوره ششم تا هفدهم نماینده مجلس شورای ملی بود، امیر نصرت از مخالفان جدی و سرشناس فرقه دمکرات و یکی از حامیان قلع و قمع مسلحانه فرقه دمکرات بود. از شاهکارهای وی، سازمان دادن اخراج اجباری صدها تن از هموطنان آذربایجانی مقیم تهران بود. به توصیه وی در سال 1328 گروهی از مردم ترک زبان تهران که عمدتا پس از شکست فرقه به تهران گریخته بودند، شناسائی شد و با کامیونهای ارتش به بیابانهای جنوبی کرج و تهران تبعید شدند". ع.کامیاروند، تحریف تاریخ در پوشش نقد، آدینه، شماره 88- بهمن 137 ایشان حتی دستور قتل هم صادر می کند که می توان به قتل علی خان اگندی، عضو کمیته دهستان مهربان که به دستور امیر نصرت اسکندری به شهادت رسیداشاره کرد.